صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
روز اول نتونستم حرفاتو جدی بگیرم روز آخر ولی دیدم که بدون تو میمیرم کار دنیا خنده داره وقتی پای عشق تو کاره توبه می کنی هزاربار عاشقش می شی دوباره من می خوام خونه بسازم توی مهربونی دستات من می خوام که جون بگیرم باز دوباره از نفس هات نگو این یک تب تندِ،کار از این حرفا گذشته اسمتو تو سرنوشتم خود سرنوشت نوشته اولش از رو هوس بود که یه بارش مارو بس بود ولی بعد وقتی نبودی واسه من دنیا قفس بود اگه عشق ما هوس بود که یه بارش مارو بس بود ولی بعد حس نیازت واسه من مثل نفس بود
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند گنجشک ها جدی جدی می میرند آدم ها شوخی شوخی زخم زبون می زنند دل جدی جدی می شکنه تو شوخی شوخی لبخند می زنی من جدی جدی عاشقت می شم حالا تو به اینکه جدی جدی دوستت دارم نمی خوای شوخی شوخی فکر کنی...
نمی دانم چرا فکر می کنم آسمان عاشق دریاست و قصه این دو چیزی شبیه قصه خورشید و ماه که برخلاف خیلی افسانه ها از روی عشق به هم نمی رسند. فکرش رو بکن................ اگه خورشید و ماه به هم می رسیدند چقدر قلب باید قربانی درآغوش کشیدن دو معشوق می شدند!!!
شب یا روز کدامیک بهتر است؟! بعضی ها می گویند: شب بعضی ها می گویند: روز من چه بگویم تنها می دانم که: هر دو بی ارزشند آنگاه که تو در کنارم نیستی.
الیور وندل هولمز عشق شاه کلید دروازه های شادمانی است. Love is the master key that opens the gates of happiness اونور دِ بالزاک عشق در فطرت پاک همان پیوندی است که خورشید با زمین دارد. Love is to the moral nature exactly what the sun is to the earth بنجامین دیزرائیلی عشق غایت وجود و تنها هدف آن است. Love is the principle of existence and its only end سنت اگوستین عشق زیبایی روح است. Love is the beauty of the soul آلفونس ماری لوئیز دِ لامارتین عشق پگاه افسونگر تمامی دلهاست. Love is the enchanted dawn of every heart
عشق جاودانه است شاید شکل آن تغییر کند،اما جوهر یکی است. تفاوت بین عاشق و غیرعاشق همان تفاوت بین چراغ روشن است و خاموش. چراغ آنجاست و به کار می آید اما اکنون نور نیز می افشاند و همین نورافشانی،کار حقیقی آن است. بهترین راه شناخت زندگی، بسیار عشق ورزیدن است. و فصل حقیقی عشق لحظه ای است که دریابیم که تنها ماییم که عاشقیم و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است،و هیچکس دیگری نیز چون ما عاشق نخواهد بود...
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم نگاهت برمن افتاد و باور کردم. خواهان کسی بودم تا باورش کنم خود و رؤیاهایت را با من تقسیم کردی و باورت کردم. اما… آنچه که به راستی نیازمندش بودم باور کردن خود بود. مرا به دنیای درونت بردی وبا اکسیر عشق یاریم کردی و به برکت توست که زنده ام لمس می کنم و باور دارم کسی،چیزی یا خود را… آری تنها به خاطر وجود توست...
هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره، تو چشماش زل بزن تا عشقتو تو چشماش ببينی، اگه نگات کرد عاشقته. اگه خجالت کشيد برات می ميره. اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکربدون که بدون تو می ميره. ولی... اگه سرشو انداخت پايين و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که اصلا دوستت نداره. کسی را دوست داشته باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه روزی سيراب می گردد...
|
About![]()
Archivesهفته اوّل اردیبهشت 1388هفته دوم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 Links
ناگفته ها
هرکاری یه راهی داره ؟؟؟ |